رویکردهای نوستالژیک در نفثه‌المصدور و مقایسه‌ی آن با تاریخ جهانگشا

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

چکیده

یکی از مباحث مطرح در نقد آثار ادبی از نظر روان‌شناسی، «نوستالژی» است. نوستالژی یا غم غربت، در اصطلاح عبارت است از احساس دلتنگی و حسرت نسبت به گذشته‌ها و خاطرات خوشی که اکنون از دست رفته و معمولاً همراه با درد و اندوه است. این مقوله از دیرباز در بیشتر آثار ادب فارسی راه یافته است و به دلایلی از جمله تغییر اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی انعکاس ویژه‌ای دارد.
 از جمله نویسندگانی که در کتابش دغدغه‌های نوستالژیک راه یافته، شهاب‌الدین محمد زیدری نسوی مؤلف نفثه‌المصدور است چرا که مخاطب تنها با خواندن چند سطری از کتاب او، به کلام پرسوز و‌ گداز نویسنده و درد و حسرت‌های او پی می‌برد. تاریخ جهانگشا نیز اثری است که کم و بیش این حس نوستالژیکی در آن راه یافته است و گویا نویسنده‌ی آن، عطاملک جوینی در ضمن شرح گزارش‌های تاریخی خود به بیان حسرت‌های خویش و جامعه نیز می‌پردازد. نوستالژی در آثار ادبی از راه مولفه‌های زبانی و بیانی به ظهور می‌رسد و نقد روان‌شناختی در حوزه‌ی ادبیات، بررسی این حس را در آثار شاعران و نویسندگان را بر عهده دارد. این پژوهش در نظر دارد که با نگاه نوستالژیک این دو اثر را بررسی کند و زمینه‌های پیدایش نوستالژی را در آن‌ها بیاید.

کلیدواژه‌ها