فرّ شاهی در آیین دلبران

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

چکیده

این پژوهش نگرشی است تازه به فرّ شاهانه و فرّ دلبرانه، که با روشی تحلیلی- توصیفی به سنجش آن­ها در برخی متون ادبی- تاریخی با غزل حافظ می­پردازد. شاهان برای تضمین دوام حکومت ناگزیر از وابسته ساختن خویش به نیروهای ماورایی بوده­اند تا به یاری پیوندی که با عالم بالا برقرار می­کنند، خود را از دایرة نقد و پرسش­گری رهایی بخشند و آن­گاه در سایة این قدسیّت، به آرزوهای خود برسند. فرّ،‌ حق الاهی سلطنت، لازمة مشروعیّت حکومت در ایران باستان و راه توجیه آن بود. با کم نور شدن قصیده در آسمان شعر و ادب، شاه، جای خویش را به معشوقِ ‌غزل سپرد. حکومت معشوق بر قلب­ها نیز نیازمند توجیه بود. ‌‌از آن جا که الگوی فکری دیگری برای توجیه این حاکمیت در اختیار نبود، پس نیروی ‌فرّ، به فریاد رسید و معشوق زمینی را به مقامی پرواز داد که با خداوند ادعای برابری می­کرد. نمودهایی درونی و بیرونی این ‌فرّ، به سبب تأثیری ژرف که بر جان عاشق می­گذاشت، او را از دیگر رقیبان عرصة خوبی ممتاز می­­ساخت

کلیدواژه‌ها