نیمایوشیج در عرصة شعر نمایشی (بررسی نظریات و برخی از اشعار نیما در حوزة تلفیق شعر و نمایش)

نویسندگان

1 استادیار جامعه شناسی دانشگاه آزاد زابل

2 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد دهاقان

چکیده

      بسیاری از اشعار نیما الگویی روایی­-داستانی دارند و روایت داستانی بخش اعظم کارهای او را در برمی­گیرد. اشعار محبس، خانوادة سرباز، سریویلی، مانلی و ... ساختاری داستانی دارند و از این لحاظ به نمایش نیز شبیه هستند. شعر نمایشی حاصل تلفیق شعر و نمایش است که یکی از نوآوری­های شعر معاصر فارسی است. بررسی نظریات نیما نشان می­دهد که او همواره بر نمایشی بودن و استفاده از زبان محاوره و دیالوگ در شعر تاکید کرده است. شاید به جرات بتوان گفت که اکثر نظریات نیما بر عناصر داستانی و نمایش استوار است تا شعر، به گونه ای که از طیف وسیعی از داستان سرایان و نمایشنامه نویسان نام برده است. از همین روی، برخی از اشعار نیما از لحاظ ساختار و عناصری که در آن به کار رفته بسیار به نمایش نزدیک است. شعر مرغ آمین و پادشاه فتح از مهمترین این قبیل اشعار است. در پژوهش حاضر برخی از وجوه نمایشی سه منظومة نیما (افسانه، محبس، مرغ آمین) بررسی و تحلیل شده است.