آینه و منصبِ آینه‌داری در ادب فارسی با تأکید بر روزگار صفوی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار، گروه زبان و ادبیّات فارسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

2 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیّات فارسی

چکیده

         آینه از دیرباز در زندگی انسان، جایگاه والایی داشته است. مطالعة پیشِ رو، بیانگر این حقیقت است که انسان، همواره از آهن و سنگ و فولاد، آینه‌ای ساخته تا او را در جشن و سرور و جنگ و نبرد و طب و هنر و زیبایی به کار آید. دورة صفوی، روزگار طلاییِ رونق آینه و عصر رواج و شکوفایی مشاغلِ مربوط به آن است. در این عهد، با ورود آینه‌های بلوری به عرصة معماری، محمل‌های تازه‌ای بر کارکردهای آینه افزوده شده و نقش آینه ، در زندگیِ مردم برجسته‌ترگردید. شغل آینه‌داری نیز، با استفاده از مهارت‌های جرّاحی و دلّاکی، به مرتبة پزشکی، ارتقاء یافته و موجب اعجاب و شگفتیِ جهان‌گردانِ خارجی شد. در این روزگار با توسعة صنعت آینه‌کاری، منصب «آینه‌سازباشی» به‌عنوان منصبی نو، ‌وارد تشکیلاتِ دربارِ صفوی گردید. چنین تحوّلاتی، دست‌مایة خلقِ مضامین زیبایی با موضوع آینه در آثار سخنورانِ آن عصر شد که پیش از این در ادبیّات ما تا این حد بی‌‌سابقه می نماید.
پژوهش حاضر، محصولِ مطالعة کتابخانه‌ای و بررسیِ بیش از دویست عنوان از متونِ ممتاز ِنظم‌ونثر و منابع مهمّ تاریخِ عصر صفوی است و سعی دارد با تحلیل‌و‌توصیفِ شواهد و یافته‌ها، افق‌های نوی را در حوزۀ آینه و منصب آینه‌داری بنمایاند. 

کلیدواژه‌ها