"ارتباط غیرکلامی" شاخصه سبکی منظومه "افسانه" نیما یوشیج

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی،گرگان،ایران

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی،گرگان،ایران .

چکیده

منظور از ارتباط غیرکلامی، انتقال معنا و مفهوم بدون استفاده از کلام است . بنابراین هرگونه علائم چهره، حرکات بدن، لحن صدا وغیره که سبب شود مخاطب منظور خاصی را برداشت کند، جزء ارتباطات غیرکلامی محسوب می شود. ارتباطات غیر کلامی متناسب با فرهنگی که به آن تعلق دارند منحصر به فرد ند وممکن است با یکدیگر متناقض باشند. بیشتر پیام های غیر کلامی در ناخوداگاه عمل می کنند و فرد از آنها آگاه نیست واحساسات یا دیدگاه ها را نشان می دهد. مؤلفه های غیرکلامی را می توان به‌انواع مختلف تقسیم کرد که از آن جمله اند: زبان بدن یا حرکت‌گفتاری، صداهای‌آوایی یا شبه‌صوتی‌، فضا، مجاورت وزمان، شامه یا بو، زیبایی‌شناسی «موزیک و رنگ» مشخّصات فیزیکی «شکل‌ بدن ، اندازه‌ و رنگ‌ پوست‌ و..» در این پژوهش، با طرح این سؤالات که: چه میزان درک مخاطب با دریافت نشانه های ارتباط غیر کلامی در فهم منظومه «افسانه» موثر بوده است؛ بازتاب این نشانه ها در منظومه مورد نظر چیست؛ و مهمترین کارکرد ارتباط غیر کلامی در این منظومه کدامست؛ مؤلفه های ارتباطات غیرکلامی به عنوان یک شاخصه سبکی در منظومه «افسانه» از نیما یوشیج تحلیل و بررسی شده است. بررسی منظومه مورد نظر نشان میدهد زبان نمادین نیما همراه برداشتها، روایات و شخصیت های داستانی با مفاهیم عمیق اجتماعی نمود دارد. در واقع، روایت و نماد، بسیار مورد توجّه شاعر بوده و در افزایش بار مفهومی و عاطفی و تاثیر بر روی مخاطبان نقش بسزایی داشته است و مخاطب با تکیه بر این گونه نمادها در تعامل با داستان و ارتباطات غیر کلامی آورده شده در آن می تواند به درک درستی از مفهوم داستان برسد.

کلیدواژه‌ها